« ملاک ارزشمندی انسان چیست؟کبکو »

مرهم بُوَد به آتش زخم نهانتان؟!!

نوشته شده توسطصداقت...! 10ام بهمن, 1396

از کجا شروع کنم و از چه بگویم، هر دو در حد من نیست.

زبان قاصر است و قلم ناتوان و دانشم هیچ. 

برای ناسپاسی چون من، صحبت از شما سخت است، سخت به اندازه صحبت برایتان؟

شما را چه صدا کنم بانو؟ مادر؟ شرم دارم از این نوع خطاب

راستش را بگویم عاشق ایام عزاداری شما هستم. نه اینکه شاد باشم ولی آنچه در مراسم های شما دستگیرم می شود، جای دیگر نیافته ام. نه حاجت هایم، حس های فاطمیه، مال فاطمیه است و بس.

امسال برای فاطمیه بی قرارتر بودم. نه اینکه بدانم و بفهمم پشت در رفتن و آتش زده شدن در، بسته دیدن دست فاتح خیبر، آنچه مولا حسن علیه السلام دید یعنی چه، ولی امسال روزهایی هم بود که بتوان حس کرد دختر بودن و شاهد بیماری مادر بودن یعنی چه؟

نیامده ام بار اول بنویسم که چیزی بخواهم،

شرف عالم، امسال که فاطمیه، دختر کشور هفت نسل شیعه، زیر بارش نعمت الهی، حجابش را بر چوب می کند،
روی خاکی که آغشته به خون شهید ردانی هایی است که ندایشان یا فاطمه بود، دختر دو ساله از سرمای زندگی در چادر جان می دهد،
زن شیعه در رسانه جمعی، با کلام و رفتارش از نا محرم دلبری می کند،
جوان شیعه از بیکاری به استیصال می رسد و میلیاردها تومان به اختلاس می رود،
برخی ها شادی می کنند که شیطان بزرگ به ما لبخند زد،
پرچمی که شعار و مسیرش «الله اکبر» است به آتش کشیده می شود
و همه آن اتفاق هایی که تک تک ما رقم زدیم و دل فرزندت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف را به درد آورد و شما از ما واقفترید،

درخواستی دارم

سرور زنان عالم، از سفیر اسلام، دختر نازدانه تان بخواهید عذر ما در کوتاهی هایمان را بپذیرد. می دانم این قرارمان نبود ولی جای دیگری هم برای عذر خواستن و  دستگیری مگر داریم؟

 

 یا زهرا س

نوشته شده توسط: صداقت/ 10 بهمن 1396


 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ