موضوعات: "نکته ها و آموزه ها" یا "دریای پر گهر" یا "فقط خدا" یا "مهدویت" یا "نشانه های خدا در زمین" یا "پیام قرآنی"

رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت!

نوشته شده توسطصداقت...!

 

تو مرا ذوق بیان دادی و گفتی که بگوی

هست در سینهٔ من آنچه بکس نتوان گفت

از نهانخانهٔ دل خوش غزلی می خیزد

سر شاخی همه گویم، به قفس نتوان گفت

 

 

شاعر: اقبال لاهوري/ زبور عجم

 

سلمان فارسی افتخار ایرانیان!

نوشته شده توسطصداقت...! 27ام شهریور, 1397

 سلمان که بود؟

* انسانی عالم و دارای تخصص های مختلف از جمله تخصص نظامی (طرح نقشه خندق ابتکار سلمان فارسی بود. در فتح طائف نقشه طرح منجنیق و پرتاب گلوله کار سلمان بود. )

* سلمان علم جغرافیا داشت. برای حکومت اسلامی نزدیک ایران محل شهر کوفه پیشنهاد سلمان بود و کوفه را ساختند.

* اولین ترجمه فارسی قرآن از سلمان بود - البته در دسترس نیست-

* طبق تاریخ چشم برزخی  و قدرت تصرف در طبیعت داشت.

* جزء هسته مرکزی شیعه در اطراف امام علی علیه السلام بعد از خانه نشینی مولا علیه السلام بود.

* با وفات در مدائن حضرت علی علیه السلام طی الارض آمدند مدائن و غسل و کفن و نماز را بر عهده گرفتند.

* منّا اهل بیت و محرم اسرار اهل بیت علیهم السلام بود.

* با یک یا الله وارد خانه حضرت زهرا علیها سلام می شد و با بی بی صحبت می کرد. کسی جرات و اجازه ورود به این حریم را نداشت. ولی سلمان چنین مقام و اجازه ای داشت.

از امام صادق علیه السلام سوال شد. چقدر تعریف می کنید از سلمان. چی شد که به این مقام رسید؟ فرمودند:

سه تا ویژگی سلمان را به این مقام رساند:

خواست ولی را بر خود مقدم داشت. فقرا را دوست داشت و با آنها نشست و برخاست می کرد. با علما مراوده و رفت و آمد زیاد داشت.

سلمان فارسی:

  اگر بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم،  علی علیه السلام را سر کار می آوردید از 6 تا نتیجه تا آخر دنیا بهره می بردید:

1- ظلم به نظام احسن ایجاد نمی شد. 2- حق همه بهشان می رسید. 3- بین دو نفر اختلاف پیش نمی آمد. 4- هیچ انحرافی در دین خدا پیش نمی آمد. 5- برکات زمین و آسمان به کمال می رسید. 6- به اوج عرفان و معنویت می رسیدید به حدی که پرنده های هوا و ماهی های دریا مطیع شما می شدند.

 یادداشت برداری توسط مدیر وبلاگ  از سخنرانی سید مهدی شمس الدین/ شب سوم محرم 1440/ 21 شهریور 1397

 

خانواده و قیام امام حسین علیه السلام

نوشته شده توسطصداقت...! 24ام شهریور, 1397

* ظلم چیست؟: هر گونه انحراف در نظام آفرینش ظلم است.

* اقسام ظلم: ظلم به خود، ظلم اجتماعی (غیر خود اعم از انسان و محیط و درخت و حیوان و…) که بدترین نوع آن طبق کلام امام حسین علیه السلام ظلم به کسی است که دستش به جایی نمی رسد یعنی ظلم به آدم بی کس و کار. ظلم به خدا که حد اعلای آن شرک است و در حد پایین تر شرک خفی.

*یک ظلم من چه اثری می تواند داشته باشد؟ یک ماشین در بزرگراه اگر بر خلاف جهت بقیه حرکت کند مشکلی ایجاد نمی شود؟

* ظلم معمولا از ظلم به خود شروع می شود، و بعد در ظلم اجتماعی ادامه می یابد و به ظلم به خدا منجر می شود.

* به فرموده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: بین انسان ها و بهشت هفت موقف و ایست بازرسی است که راحت ترین آن مرگ است.! و سخت ترین وقتی که مظلومی در دادگاه الهی بگوید خدایا این به من ظلم کرد.!

* به فرموده امام صادق علیه السلام: دوست داری بدانی در نظام احسن هستی یا نه؟ خودتان را با 6 خصلت نسبت به دیگران امتحان کنید: فرمودند، به دیگران ظلم نکند. خیانت نکند. کسی را حقیر نکند. غش در معامله نکند. کسی را از آنچه می تواند محروم نکند. غیبت نکند.

* مصداق های ظلم: ظلم به همسر. در نظام احسن جدایی از همسر معنایی ندارد.در حال حاضر از هر 4 ازدواج یکی به طلاق و جدایی منجر می شود.

*چرا ظلم به همسر اتفاق می افتد؟ بر اساس تحقیقات به سه دلیل : دستورات دینی اجرا نمی شود (حکم خدا کمرنگ شده)/ ارزش های اخلاقی نیست./ دنیا طلبی و رفاه خواهی

*مصادیق ظلم به همسر: 1- توهین و تحقیر و احترام نکردن همسر و خانواده اش 2- اطمینان نداشتن به همسر 3- عدم تمکین نسبت به یکدیگر 4- عدم توجه به سلیقه همسر (ارزش قائل نشدن برای او و نظراتش) 5- زن و شوهر نسبت به هم سه چیز را رعایت نمی کنن: از اشتباهات خود عذر خواهی نمی کنند. از زحمات هم تشکر نمی کنند. در برابر سختی ها و مشکلات صبر نمی کنند.

* امام حسین علیه السلام: هر کس موجب شود زندگی از هم بپاشد گناهش بیش از این است که یک انسان زنده را با قیچی ریز  ریز کند.

* حکم زندگی زن و شوهر: ظلم بد است. اگر اذیت شدی صبر کن.

 یادداشت برداری توسط مدیر وبلاگ  از سخنرانی سید مهدی شمس الدین/ شب دوم محرم 1440/ 20 شهریور 1397

قیام امام حسین علیه السلام

نوشته شده توسطصداقت...! 22ام شهریور, 1397

قیام امام حسین علیه السلام

* هدف: اصلاحات (یکی از آن ها امر به معروف و نهی از منکر)

* جامعه هدف: در کل امت (نه حجاز یا کوفه و…)

* فرمودند می خواهم به سیره جدم رسول خدا و پدرم علی علیه السلام عمل کنم. مگر سیره این دو بزرگوار فرق داشت؟ چرا جدا شده؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فقط با کفار جنگ هایی داشتند ولی در درون امت فقط موعظه و سخنرانی و نصیحت ولی امام علی علیه السلام جنگ خارجی نداشتند فقط در درون جامعه اسلامی با منافقین جنگیدند. امام حسین علیه السلام فرمودند من مثل جدم  امر به معروف و نهی از منکر و موعظه می کنم و مثل بابام علی علیه السلام با منافق داخلی می جنگم. با مفسد داخلی می جنگم.

* چرا قیام به سیف - شمشیر- ؟ چون مفسده خیلی بزرگ بود.

* مفسده چه بود؟

دو قسمت از کلام امام حسین علیه السلام را کنار هم بگذاریم مشخص می شود: یکی از وصیت نامه مکتوب ایشان یکی از سخنانی که شفاها در عصر عاشورا به امام زین العابدین علیه السلام در هنگام وداع فرمودند: بالاترین مفسده، ریشه همه فسادها ظلم است. از ظلم بپرهیز.

* فقط امام علی علیه السلام و امام حسین علیه السلام موفق به قیام به سیف در مقابل ظلم شدند و ان شاء الله در آینده ای نزدیک امام زمان علیه السلام. برای بقیه ائمه علیه السلام این فرصت ایجاد نشد.

* ظلم چیست؟ نظام آفرینش بهترین، کاملترین و زیباترین نظام است. همه چیز سر جای خود است. هر گونه انحراف در نظام آفرینش ظلم است. (قطع درخت، هدر دادن انرژی، آلوده کردن محیط زیست، هدر دادن عمر و…)

* ظلم منجر به بی دینی و اشکال در نظام احسن آفرینش می شود.

* محمد عبده سنی می گوید: اگر قیام امام حسین علیه السلام نبود اثری از اسلام - نه شیعه- باقی نمی ماند.

نتیجه: خدا نظام احسن را آفرید. ما ظلم کردیم به این نظام. با این ظلم به دین خدا ظلم شد. امام حسین علیه السلام قیام کرد که نظام افرینش را برگرداند به نظام احسن.  اگر امام حسین علیه السلام قیام نمی کرد دین نداشتیم و معلوم نبود این انحراف به کجا می رسید. تک تک انسان ها مهره های این نظام احسن هستند. هر کس خودش را خراب کرد از گردونه نظام احسن می رود بیرون مثل شیطان و شمر.

منبع: یادداشت برداری مدیر وبلاگ از سخنرانی سید مهدی شمس الدین/ شب اول محرم 1440/ 19 شهریور 1397

 

گذشت ولي سال ما نبود!

نوشته شده توسطصداقت...! 1ام شهریور, 1397

پاییز رفت و عشق در اقبال ما نبود

آن حس و حال خوب در احوال ما نبود

چندین و چندبار شمردیم جوجه را !

آمارها مطابق امیال ما نبود ..

امسال هم گذشت به هرحال …بگذریم

امسال هم گذشت ولی سال ما نبود

 

تمام بشر چي هست؟!

نوشته شده توسطصداقت...! 14ام خرداد, 1397

… وقتی که مطلبْ الهی شد، دیگر خوف از قدرتها ‏‏[‏‏نیست؛‏‎ ‎‏]‏‏هیچ قدرتی مثل قدرت‏‎ ‎‏خدا نیست. خوف از قدرتها کسانی باید داشته باشند که اعتقاد به خدای تبارک و تعالی‏‎ ‎‏ندارند. مسلمین، مؤمنینی که اعتقاد دارند به مبدأ قدرت، اینها از قدرتها نباید بترسند.

‏‎ ‎‏پیغمبر اکرم که ایمان به قدرت مطلق خدای تبارک و تعالی داشت، در صورتی که‏‎ ‎‏عددشان کم بود و چیزی نبود و فقیر هم بودند، از همین فقیرهای بیچاره بودند، لکن‏‎ ‎‏قدرت ایمان داشتند و قیام کردند و قدرتها را یکی بعد از دیگری شکستند و همه را‏‎ ‎‏دعوت به توحید کردند، توحید را در جامعه رشد دادند، و در یک زمان کمی، مسلمینی‏  ‏که در جنگ وقتی که می رفتند چند نفرشان یک شتر داشتند، در یک جنگ ـ مثلاً ـ‏‎ ‎‏مهمی شاید ده تا اسب داشتند، نداشتند چیزی، ده تا شمشیر داشتند، چند نفرشان یک‏‎ ‎‏شتر داشتند، مع ذلک چون قوّت ایمان داشتند دو تا امپراتوری را در یک ظرفِ کمی،‏‎ ‎‏یک امپراتوری روم را که آن وقت مهم بود، یکی هم ایران که مهم بودند ـ این دو تا‏‎ ‎‏امپراتوری آن وقت در دنیا مقدم بر همه بودند ـ آنها را شکستند و غلبه بر آنها کردند و‏‎ ‎‏اسلام را بردند تا روم و تا ـ عرض بکنم که ـ اروپا هم رساندند. عمده همان روح ایمان‏‎ ‎‏است که بر انسان باید چيره باشد.

این قدرتهایی که الآن ما مواجه با آنها هستیم هی‏‎ ‎‏می ترسانند آدم را از اینکه ابرقدرتها هستند! … امریکا هست، انگلستان‏‎ ‎‏هست. صحیح است، اینها قدرتهایشان زیاد است، لکن قدرت یک ملتی که حق‏‎ ‎‏می گوید، که برای خدا قیام کرده است، می خواهد که مملکتش مملکت اسلامی باشد نه‏‎ ‎‏اینکه مملکتْ مملکتی باشد که صورتش صورت اسلام و واقعش بر خلاف.‏

‏‏این قیامی که الآن ملت ایران کرده اند، در مقابل همۀ این ابرقدرتهاست. و این‏‎ ‎‏ابرقدرتها را شما اطمینان داشته باشید که نمی توانند کاری انجام بدهند؛ … مسئله این است که هر ملتی باید سرنوشت خودش را‏‎ ‎‏خودش معین کند.‏

‏‏قیام ملت ایران الهی است‏ و اگر یک ملتی قیام کند اینطوری که الآن ملت ایران قیام کرده است، این قیام یک‏‎ ‎‏قیام الهی است؛ یعنی آنی که من اعتقاد دارم ـ و همین طورها هم هست ـ این است که‏‎ ‎‏یک همچو قیامی را نمی شود با تبلیغات بشری، با این حرفهای ماها نمی شود یک همچو‏  ‏قیامی درست کرد…

آنکه این قیام را درست کرده است ‏‏[‏‏خداست‏‏]‏‏ …

می خواهم عرض بکنم که نه جناح سیاسی الآن می تواند بگوید که من کردم این کار‏‎ ‎‏را، تمام ایران را من به جنبش در آوردم نه جناح روحانیت. جنود خداست که این کار را‏‎ ‎‏کرده. امر خداست این کار. و لهذا امید به آن است. مال بشر نیست که انسان بگوید‏‎ ‎‏پشتوانه ندارد.

این کارْ کار خداست که یک ملتی که در چند سال پیش از این اگر چنانچه‏‎ ‎‏بازارش را می خواستند ببندند یک پاسبان کافی بود، حالا ایستاده در مقابل همۀ قدرتها؛‏‎ ‎‏مشتش را گره کرده در مقابل همۀ قدرتها ایستاده و «نه» می گوید.

‏منتها الآن امریکا هست و مستشارهای امریکا هست و نظامیهای‏‎ ‎‏اسرائیل هست، و از این مسائل الآن در کار است و ما هم نمی ترسیم از اینها. ما همین‏‎ ‎‏نظامیهای امریکا را بیرون می کنیم از ایران. مستشارها را بیرون می کنیم از ایران. و همان‏‎ ‎‏نظامیهای اسرائیل و اینهایی که دارند زمینهای مردم را می بلعند و از بین می برند منافع‏‎ ‎‏مسلمین را، اینها را ما بیرونشان می کنیم ان شاءالله…

‏‏     و این دست خداست که این کار را دارد می کند. دست بشر نیست که ما بترسیم که بشر‏‎ ‎‏از او نمی آید،… البته ما به اینکه یک بشری‏‎ ‎‏هستیم، قدرتمان ناقص است؛ اما وقتی قیام لله شد

برای خدا قیام کنید ـ اگر‏‎ ‎‏برای خدا قیام کردید، دیگر ترس از بشر نیست. تمام بشر چی هست؟ این قدرتْ قدرت الهی است، قدرت خداست. با این‏‎ ‎‏قدرتِ خدا دیگر بشر و اینها چیزی نیستند تا بتوانند چه بکنند. کارتر نمی تواند یک ملتی‏‎ ‎‏را که برای خدا قیام کرده و برای حق قیام کرده، نمی تواند این ملت را خفه کند و بگوید‏‎ ‎‏که ما پشتیبانش هستیم. پشتیبانش باش، شما پشتیبانش باشید، آن یکی هم پشتیبانش باشد،‏‎ ‎‏نمی توانید! قدرت خداست. با قدرت خدا نمی شود بازی کرد. مردمْ مردمِ الهی هستند،‏‎ ‎‏مُسْلم هستند، قیامِ لله ِ کردند، برای خاطر حق قیام کردند…

ما تا اخر ايستاده ايم

گزينش شده از صحيفه امام خميني ره/ ج 5/ صص40-36

اين همه نماز خوانديم چه شد؟

نوشته شده توسطصداقت...! 14ام خرداد, 1397

    « و حالا اینکه می خواستم عرض بکنم این است که شما خیال نکنید که اگر یکوقت ما‏‎ ‎‏نرسیدیم به مقصد، گفته بشود که خوب چه شد؟ خونها ریخت و از بین رفت و چه شد؟‏‎ ‎‏اولاً شده است خیلی چیزها. … و ثانیاً‏‎ ‎‏چه شد؟ یک تکلیف را ادا کردیم. این همان است که «خوارج» ممکن بود به حضرت‏‎ ‎‏امیر بگویند خوب چه شد؟ شما هجده ماه جنگ کردید[با معاويه] چه شد؟ «چه شد» یعنی چه؟‏‎ ‎‏خوب تکلیف ماست.

ما حالا نماز داریم می خوانیم، یک کسی بگوید خوب شما‏‎ ‎‏بیست ـ سی سال نماز خواندید چه شد؟! خوب من بیست سال نماز، اطاعت خدا کردم.‏‎ ‎‏«چه شد» کدام است؟! من اطاعت خدا را کردم…

«چه شد»‏  ‏مال این است که یک مسئله ای باشد که تکلیف شرعی نباشد و یک مسئلۀ خودمانی‏‎ ‎‏باشد، آدم بخواهد روی مقصد ‏‏[‏‏شخصی‏‏]‏‏ یک کاری بکند، وقتی نشد می گوییم چه شد؛‏‎

 ‎‏اما وقتی که جلوگیری از یک بنگاه ظلمی، یک بنگاهی که می خواهد اصلاً اساس اسلام‏‎ ‎‏را از بین ببرد، اساس روحانیت را از بین ببرد، اساس ملیت را از بین ببرد، مصالح مردم و‏‎ ‎‏مسلمین را به خطر انداخته است و از بین برده است، تکلیف مسلمین این است که قیام‏‎ ‎‏کنند و این را بَرش گردانند از این حرفهایی که می زند؛ یعنی این را بیرونش کنند از این‏‎ ‎‏مملکت. و اگر دست هم رسید بگیرندش و محاکمه اش کنند و پولهای مردم را که برده از‏‎ ‎‏او بگیرند؛ اگر هم ندارد و ‏‏[‏‏ضایع‏‏]‏‏ کرده است، هر ظلمی را که کرده او را مجازاتش بکنند.‏‎ ‎‏این یک چیزی است که لازم است بر ما. بر مسلمین است که این کار را بکنند. منتها‏‎ ‎‏توانستیم این کار را انجام بدهیم که الحمدلله ؛ هم تکلیفمان را ادا کردیم هم به مقصد‏‎ ‎‏رسیدیم. نتوانستیم عمل بکنیم به تکلیفمان عمل کردیم؛ نماز خواندیم.

حالا «چه شد»‏‎ ‎‏یعنی چه؟ خوب نماز خواندم، مبارزه و معارضه ای با ظلم کردیم، .. رسیدیم به مقصدْ الحمدلله ،‏‎ ‎‏نرسیدیم به مقصدْ تکلیفمان را ادا کردیم. هیچ باکی از این مطلب نداریم و ان شاءالله ‏‎ ‎‏می رسیم؛ ان شاءالله .‏

انتظار فرج

گزينش شده از صحيفه امام خميني ره/ ج5/ صص 24 و 25