« رازهای مگو!!!مهمان خدا/ نعمت هشتم »

مهمان خدا/ نعمت نهم

نوشته شده توسطصداقت...! 12ام تیر, 1395

در کوتاهترین عبارت «قرار گرفتن در برابر کار انجام شده». هنوز از دریافت پیامک و درخواست، چند دقیقه ای نگذشته بود و از زمان و مکان و گروه سنی و روز و … چون و چرا می کردم که چشم باز کردم، دیدم در جمع نورانی قرآن آموزانی، به عنوان مربی نشسته ام. فقط حضور بیش از سه ساعت در روز  زمان می برد.  آشنا نبودن با قرآن  آموزان و میزان اندوخته ها و شیوه کار مربی و … فقط مرا وادار می کرد دعا کنم کاش مشکل دوستانم، خیلی زود برطرف شود و به کلاس خود باز گردند. اما روزها می گذشت و از استجابت دعا نا امیدتر می شدم.

روز اول چه روزی بود.  جمعی از قرآن آموزان محله خودمان!!!  از مقطع  سنی ابتدایی تا بالای هفتاد سال! سطح تحصیلات  از بی سواد تا کارشناسی ارشد، مشغول به مشاغل مختلف، از خانه دار تا پرستار و معلم باز نشسته، از سادات و غیر سادات، از طبقه مرفه و از نیازمندان نان شب!، به شدت ناهمگون. دایره وار نشسته بودند. پس از ورود عده ای تعجب  کردند، خیلی ها  با شناختی که از من داشتند، توقع حضورم را نداشتند. یکی دو نفر از هم سن و سا لانم که حضور داشتند، بزرگواری کردند و مرا به عنوان یکی از قرآن آموزان در جمع خود پذیرفتند. چند دقیقه ای گذشت.  . یکی از بانوان محترمه سادات که هم سن و سال مادرم و شاید بزرگتر بودند،  برایم  رحل و قرآن آوردند و مرا به جمع به عنوان جایگزین مربی معرفی کردند. 

جمع سکوت کرد. همه منتظر بودند. من بودم ومیکروفنی که صدایش قطع و وصل میشد و بدون پایه و باید با دست نگه می داشتم و بر هم زننده تمرکز من بیچاره تک تمرکزی و جمع قابل توجهی که مرتب بر تعداد آنها افزوده می شد.  یا مادر سادات من با این جمع نا همگون و  نگاه های متعجب، کنجکاو، منتظر و پرسشگر چه کنم؟!!! جای تعجب اینجا بود که آرامش عجیبی داشتم و گویا صد سال است همه را می شناسم هیچ نوع استرس از این بعد نداشتم. از  دو حس متضاد ف درونم عجیب پریشان بود.

با نام و یاد خدا و صلوات بر محمد و آل او شروع کردم. نیم ساعت تفسیر و بعد قرائت قرآن. طبق روش کلاس،  صفحه اول مربی . بعد به ترتیب هر نفر یک صفحه و بنده هم سراپا گوش و غلط یاب.

نگاهم را که از قرآن برداشتم چیزی حدود دو ساعت گذشته بود. احساس خستگی نداشتم هیچ، آرامشی عجیب بر من حاکم بود. جمع را با نگاهم مرور کردم. نه خستگی دیده می شد نه کدورتی. نه غروری دیده می شد نه  تعجبی. از آن ناهمگونی ابتدایی هیچ به چشم نمی آمد. و چه نعمتی بود این نعمت  فراموش شده.  نعمت اشتراک همه ما، در تلاش برای آموزش کتاب خدا. کلامی سراسر نور، که همه تفاوت های ما را پاک کرده بود و بی اثر.  ضمن ناهمگونی شدید،  چند ساعت  بی وقفه، با آرامشی عجیب کنار هم ، فقط درس عشق می آموختیم.

خدایا تو را شکر به واسطه نعمت بی نظیرت قرآن و همه آنهایی که ما را با کلام تو آشنا کردند، انسان هایی که کلامت  را به ما آموختند ،  در آموختن از مربیان، بر همه قیدها چیره شدند،  در حضور دائمی اش در زندگانی ما- چه با ایجاد حکومت اسلامی و انقلاب، چه با هدیه امنیت، چه با تشکیل جلسات، چه با پرداخت هزینه ها و … - جهاد کردند. خدایا تو را شکربه واسطه همه نعمت هایی که قرآنت را ، به عنوان عضو دائمی زندگی،  به ما هدیه داد!

قران هدیه خدا 

نوشته شده توسط: صداقت / 11 تیر 1395

کوثربلاگ

آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(2)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
2 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: یه طلبه [عضو] 

سلام علیکم…
چند ساعت قبل که مشغول قرآن خواندن بودم دو آیه توجهم را به خود جلب کرد… آیات 80 و 85سوره مبارکه مریم…
تقابل فرد و وفد برای من جالب بود…
ارتباط این نظر با پست را به شما واکذار میکنم :)

پاسخ دادن:
سلام علیکم و رحمه الله
بسیار عالی- متوجهم
از حضور شما سپاسگزارم
در پناه حق

1395/10/17 @ 06:45
نظر از:  
5 stars

با سلام و احترام
ضمن عرض تبریک به بهانه ی انتخاب شدن متن شما در «برگزیدگان ویژه برنامه های ماه مبارک رمضان» و دعا برای برگزیده شدن اعمال شما در ماه مبارکی که سپری شده.

متن زیبایی بود متناسب و جذاب . در حین خوندن با اضطراب شما مضطرب میشدم و با آرامش شما آروم و… خلاصه اینکه خیلی خوب حستون به خواننده القا شده در مطلب، و در کل عالی بود.

پاسخ دادن:
با سلام و احترام و عرض ادب متقابل
متشکرم. همچنین شما
زیبایی از نگاه شماست
از حضور پر مهر شما سپاسگزارم
در پناه حق

1395/04/29 @ 12:50
نظر از: صداقت...! [عضو] 
1395/04/23 @ 01:03
نظر از: مدرس [عضو] 
5 stars

سلام. خدا قوت.
با وجودی که ….. مطالب وبلاگتون خیلی به دل میشینه
زیر سایه آقا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف عاقبت بخیر باشید.
التماس دعای ویژه

پاسخ دادن:
سلام و احترام. خدا یارتان
متشکرم. کاش توضیح داده بودید. با وجودی که…؟!!
همچنین شما.
از حضور ارزشمند شما سپاسگزارم
در پناه حق

1395/04/19 @ 19:12
نظر از: متعجب [بازدید کننده]
متعجب

از نظر حضرتعالی کسی که وضع مالیش خوبه و کسی که به نون شب محتاجه نشستنشان کنار هم عجیبه؟

یه نفر در محرم سه روز روزه داره که هر روزش مختص به قشر خاصیه، واقعا تامل برانگیزه که خط کشی بین بندگان خدا که در نظرش مساویند مگر از نظر تقوا کار صحیحی است؟!!!

پاسخ دادن:
سلام و احترام
از دقت نظر شما متشکرم
اگر کمی دقت بفرمایید بنده به ناهمگنی اشاره کرده ام و حیرت و استرس را به تصویر کشیدم، در اینکه چه بیان کنم ؟!! چه بگویم که در خور اکثریت جمع باشد. و یک مبلغ موفق در درجه اول مخاطب شناسی دارد. باید بفهمد هر حرفی را نمی شود برای هر گروهی گفت. برخی حرف ها نمک است به زخم برخی هر چند به نیت هشدار به جمعی دیگر بیان شود.و … بنابراین تعجب نبود از بعدی که شما به آن نگاه کرده اید. نتیجه آخر کاملا این مسأله را روشن می سازد.
دوم فراموش نکنید عبارت «انسان ها مساویند مگر بر اساس تقوا» یک قید بزرگ دارد * عند الله* و شما نباید توقع داشته باشید همه مردم به دید الهی به هم نگاه می کنند. این خداوند است که انسان ها را بر اساس تقوا دسته بندی میکند و از ما می خواهد اینگونه باشیم. اما واقعا سنت حاکم بر جوامع حتی اسلامی اینگونه است؟!!!
پس باید جمع را از هر نظر برای یک تبلیغ موفق در نظر گرفت.
گذشته از آن ما از این نوشته این را منعکس کردیم که تمام آنچه در خط کشی ها ی انسانی رنگ داشت با نقطه ای اشتراک از جنس الهی محو شد. و البته تمرکز ما بر دیده شدن نعمت به عنوان مقدمه شکر و عمل به یک آیه است
http://gohareomr.kowsarblog.ir/?p=233766&more=1&c=1&tb=1&pb=1
از حضور ارزشمند شما سپاسگزارم
موفق باشید.

1395/04/14 @ 09:01
نظر از: هاشمی علیا [عضو] 

سلام

عالی بود

پاسخ دادن:
سلام و احترام
متشکرم
از حضور شما سپاسگزارم
در پناه حق

1395/04/13 @ 14:39
نظر از: نورالهدی [عضو] 

باسلام
خوبی؟
التماس دعا

پاسخ دادن:
با سلام و احترام
الحمدلله به خوبی دوستان!!!
حاجت روا باشید
از حضور شما سپاسگزارم
در پناه حق

1395/04/13 @ 10:42


فرم در حال بارگذاری ...