موضوعات: "نکته ها و آموزه ها" یا "دریای پر گهر" یا "فقط خدا" یا "مهدویت" یا "نشانه های خدا در زمین" یا "پیام قرآنی"

درکوی عشق...!

نوشته شده توسطصداقت...!

در کوی عشق شوکت شاهی نمی‌خرند

اقرار بندگی کن و اظهار چاکری

ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی

تا یک دم از دلم غم دنیا به دربری

در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسیست

آن به کز این گریوه سبکبار بگذری

سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج

درویش و امن خاطر و کنج قلندری

یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است

ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری

حافظ/ غزل 451

تبلیغ نیاز نیست!

نوشته شده توسطصداقت...! 16ام آذر, 1395

آیت الله العظمی جوادی آملی در  دیدار  جمعی از اعضای هئیت موسس و گروه های علمی انجمن «اندیشه و قلم» با حضور در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء:

 تلاش برای متخلق کردن فضای رسانه ای  گامی بلند است.  خدا در آیات ارسال شده در ابتدای بعثت، به علم و اخلاق اشاره کرده است و فرموده است جامعه را همین دو بال حفظ می کند.

امروزه در برخی رسانه ها، افشاگری هایی به نام اخلاق و با هدف تحقق اخلاق صورت می گیرد در حالی که بسیاری از افشاگری ها، کنایه ها، تهمت ها و بی آبرو کردن ها گرچه به نام اخلاق ست اما اخلاقی عمل کردن نیست و در حقیقت ترویج بی اخلاقی است.

 کاربرد لفظ «مجازی» برای رسانه های سایبری  نادرست است. فضای مجازی حقیقتاً مجازی نیست! بلکه جایی که اندیشه مبادله می شود و می تواند تاثیر بپذیرد و اثر بگذارد فضای حقیقت است لذا ما با فضای حقیقی رو به رو هستیم.

قرآن کریم در ابتدای آیات وحی از علم، اندیشه و قلم سخن گفته است و ما را به اخلاق دعوت نموده است و در طلیعه آیات از جهنم و مجازات سخن نگفته است و این فرموده حضرت امیر علیه السلام در خطبه نهج البلاغه که «اخر الدّواء الکیّ» در همین راستاست؛ این حرف قرآن است که تا انسان از مرز انسانیت خارج نشود خداوند او را داغ نمی کند.

انسان جامه کرامت در بر دارد و کرامت در فرهنگ قرآن وصف فرشتگان است، باید کرامت با قلم و اندیشه ما آمیخته باشد، هرگز نباید به وسیله کلماتی که می نویسیم کسی را برنجانیم و به وسیله قلم خود به او نیش بزنیم، خداوند به قلم قسم یاد کرده و این تقدیس قلم را می رساند در نتیجه رعایت این نکات و حفظ حرمت قلم یک توجه دقیقی می خواهد. ممکن نیست با نیش حتی با نیش قلم فضایل اخلاقی را بتوان در جامعه زنده کرد.

برای این جهاد فرهنگی اول باید خود را منزه کنیم؛ اعتقاد و باور کامل به اینکه مرگ پایان کار انسان نیست و انسان در مواجهه با مرگ، مرگ را می میراند نه اینکه بمیرد در نتیجه یک موجود ابدی است لذا باید در گفتار و عمل خود مراقبت کامل داشته باشد.

اخلاص، آنقدر معطر است که خود جاذبه دارد، اگر خلوص باشد رسانه ما دیگر رسانه ها را کنار می زند و این تبلیغ نیازی ندارد؛ قلم طیب و طاهر این خصلت را دارد.

منبع:  پایگاه اطلاع رسانی اسراء

روضه خوانی امام زمان علیه السلام!

نوشته شده توسطصداقت...! 21ام مهر, 1395

الَسَّلامُ عَلَيْكَ

سَلامَ الْعارِفِ بِحُرْمَتِكَ  الْمُخْلِصِ في وِلايَتِكَ  الْمُتَقَرِّبِ إِلَى اللّهِ بِمَحَبَّتِكَ  الْبَرىءِ مِنْ أَعْدائِكَ،

سَلامَ مَنْ قَلْبُهُ بِمُصابِكَ مَقْرُوحٌ ودَمْعُهُ عِنْدَ ذِكْرِكَ مَسْفُوحٌ، سَلامَ الْمَفْجُوعِ الْحَزينِ الْوالِهِ الْمُسْتَكينِ …

سلام بر تو،

سلام كسى كه به حرمتِ تو آشناست،

و در ولايت و دوستىِ تو اخلاص مى ورزد،

و به سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب مى جويد

و از دشمنانت بيزار است

سلام كسى كه قلبش از مصيبت تو جريحه دار،

و اشكش به هنگام ياد تو جارى است

سلام كسى كه ـ در عزاى تو ـ داغدار و محزون و سرگشته و برجای مانده است …

حضرت مهدی علیه السلام در خطاب به امام حسین علیه السلام

منبع: مشاهده شده در کتاب کلمات قصار امام زمان علیه السلام/ محمدتقی اکبر نژد/ ص 110

یکی از بزرگترین نیازها!

نوشته شده توسطصداقت...! 2ام مهر, 1395

در جنگ تحمیلی ملت بزرگ ما با ایستادگی و مقاومت خود در راه خدا، این توطئه را به، وسیله و نردبانی به سمت قله‌ی آرزوها و ارزش های اسلامی و وسیله‌ا ی برای پیشرفت تبدیل کرد.  (مقام معظم رهبری/  ۱۳۶۹/۰۶/۰۱)

 

آن عزتی، اعتماد به نفسی، احساس اقتداری که از ناحیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی معنویت رزمندگان ما و جامعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی اسلامی ما احساس شد و توانست آن حادثه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی عجیب و شگفت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انگیز - یعنی پیروزی در دفاع مقدس و شکست نخوردن در مقابل تهاجم این همه دشمن - را رقم بزند، آن خصوصیات، آن خصلتها، برای ملت ما، برای کشور ما، یکی از بزرگترین نیازهاست.

( مقام معظم رهبری/ ۱۳۸۸/۰۶/۲۴)

 

منبع: انتخاب شده از سخنان مقام معظم رهبری   

مهمان خدا/ نعمت هشتم

نوشته شده توسطصداقت...! 6ام تیر, 1395

خیلی وقت بود از جمعی این چنینی فیض نبرده بودم. اینکه به عبارتی گوینده مرد بود یا زن، پیر بود یا جوان، اجتماع در مسجد بود یا هر مکان مذهبی و عمومی دیگر ، مراسم پخش  میشد یا حضوری بود مهم نیست، مهم این بود که گوینده تحصیل کرده و خیر خواه جامعه اسلامی، شناخته می شد و آنان که می شنیدند تعداد قابل توجهی بودند و از صنف و قشر مختلف. سخن از ازدواج بود و تاخیرها و علل آن.

هر چه توانست به هم بافت و یک طرفه قاضی رفت. از کوتاهی هر قشر مسئولی، فاکتور گرفت و نوک پیکان را به سمت دختران جوان - البته با تعبیری دیگر-  گرفت. ااز بی ایمانی آنها گفت، از دنیا طلبی، از سخت گیری، از اینکه فریب حجابشان را نخورید و فرق است بین ایمان و ادعا، غرب زدگی و راحت طلبی و اغنا شدن از روش های نا صحیح و خلاصه از هرچه برازنده  افکار  مسموم خودش بود.  واقعا  این بی تدبیری و سطحی نگری جای  دق کردن داشت.  حداقل ده دختر مومنه محجبه بالای سی سال این صحبت ها را می شنیدند و حضار متاهل کوچک و بزرگ، شیر شده بودند برای سرزنش و چشم و ابرو نازک کردن.

خدای من  همه دختران مجرد شایسته این کلام و سرزنش ها هستند؟!! شاید کسی نخواست ازدواج کند یعنی حق حیات سالم وانسانی ندارد؟!!!  یعنی چون ازدواج اهمیت دارد حق داریم از هر روشی آن را  ترویج و همه مجردان را تحقیر کنیم؟!!! این ها خودشان به نوعی سر دسته مسئولین  این امر محسوب می شوند با این افکار جوانان جامعه ما کجا پناه ببرند؟ آن زمان که موقع ازدواج آنها بود کجا بودند؟ جوانان مذهبی جامعه ما عاقل و بالغ اند، کسی پرسید چرا؟ ازدواج به هر شکل و معیاری صحیح است؟ تکلیف این نسل اشتباه چه می شود؟!!!

خلاصه ا ز حرمت شکنی  خواص به شیوه  عامه - کم  هم نیست-  عجیب درگیر بودم. اگر این حرف ها از آدم هایی که حرف آنها کمتر پذیرفته می شد شنیده می شد تحملش کار ساده ای بود. اما…. با اینکه به هیچ عنوان اهل جدل و بحث و … نیستم آرزو داشتم یک جمله مستقیم با بنده صحبت کند. آرزویم به حقیقت نپیوست.

شب به نیت نماز جماعت و آرامش، راهی مسجد شدم. با دیدنش کمی خجالت کشیدم. خیلی وقت بود حاجیه خانم را ندیده بودم. مادر شهید و پپرزنی نورانی. چند بار  واسطه امر خیر  بوده و روی حرفش حرف زده بودم. خواستم مرا نبیند نشد. به اسم صدایم زد. بعد از سلام و احوالپرسی. بدون مقدمه، با همان لحن همیشگی جمله ای گفت غیر قابل پیش بینی«مادر جان حالا دیگر محض رضای خدا من که سواد ندارم هر طور خودت درست می دانی و هر کس دلت با او موافق است قبول کن. پس کی دیگر! وقتی پیر شدی؟!!!همه  سرو ته یک کرباسند و … » خندیدم و گفتم چشم.

از اتفاقات امروز نعمتی دیدم فراموش شده. نعمت وجود انسا ن هایی  که کلامشان بوی خدا دارد و از بد باوری و عیب جویی و کینه  نسبت به برادر و خواهر دینی خود، تهی هستند. همان هایی که  باورهای زیبا و خدا پسندانه ، بر کلامشان حاکم  است و  به دیگرن امید و قدرت استقامت بر باورهای صحیح  و حفظ دینداری خود می دهند در هر امری. و رفتارشان، مانع از زانو زدن  افراد جامعه، در برابر مشکلات - برای فرار از سرزنش جاهلان .- و بد بینی به دین  می شود. خدایا تو را شکر به واسطه همه انسان هایی که به دینداری هم کمک می کنند.!!

 

 

نوشته شده توسط: صداقت/ 3 تیر 1395

 

بقا و زندگی!

نوشته شده توسطصداقت...! 14ام خرداد, 1395

این که ما ناقصان از مرگ می ترسیم و خوشمان نمی آید برای آن است که

انسان به حسب فطرت و سرشت، بقا و زندگی را دوست دارد و از نابودی بیزار است.

پس آنچه را که بقا می داند به آن علاقه دارد و از مقابل آن بیزار می شود.

ما چون به عالم آخرت و حیات و بقای ابدی ایمان نداریم به این عالم علاقمندیم و از مرگ گریزان

 

امام خمینی ره

مشاهده شده در کتاب بر کرانه شرح 40 حدیث امام خمینی ره/ جواد محدثی/ ص 216

الله اعلم حیث یجعل رسالته...!

نوشته شده توسطصداقت...! 2ام اردیبهشت, 1395

در سراسر جهان هستی همه نعمت های مادی و معنوی از سوی خداوند سبحان است. «و ما بکم من نعمه فمن الله/ نحل/53». نعمت هایی که انسان های عادی هرگز توان شمارش آن را ندارند: «ان تعدو نعمه الله لا تحصوها/ نحل/18». خدای کریم در قران گاهی از نعمت های مادی و روزی هایی ظاهری مانند آسمان و زمین و آفتاب و ماه یاد می کند و گاهی از نعمت های معنوی و باطنی. (ر. ج مائده 110 و بقره 47)

نعمت های معنوی مراتب و درجاتی دارد که برترین آنها نعمت رسالت و امامت است. از این رو قرآن کریم از این دو نعمت  به منت (= نعمت سنگین و توان فرسایی که حمل و هضم آن دشوار باشد نه منت زبانی) یاد می کند.
درباره رسالت رسول خدا می فرماید : « لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ/ آل عمران 164» و درباره امامت نیز می فرماید: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ/ قصص5».
فرشتگان با همه قداست و شرافتی که دارند تنها واسطه فیض هستند و نمی توانند هدایت و رهبری مستقیم جامعه بشری را بر عهده بگیرند موجود جامعی که می تواند فیض الهی را معصومانه از خدا دریافت کند و معصومانه به جامعه بشری ابلاغ کند و خود نیز معصومانه به آن عمل کند انسان کامل مانند پیامبر و امام است. از این رو خدای سبحان در قران کریم بر نبوت  و امامت که جامع آن دو «ولایت» است  تکیه کرد و آن دو را مورد امتنان قرار داد در حالی که درباره آفرینش آسمان ها و زمین و بهشت و قیامت به منت یاد نکرد.

در قرآن تنها درباره جریان غدیر و ولایت امیر مومنان علی علیه السلام تعبیر منحصر به فرد «اتمام نعمت» آمده است( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي.. / مائده 3). سخن اینجا از «انعمت علیکم» نیست. بلکه خداوند می فرماید: اتممت علیکم نعمتی. «نعمتم را بر شما تمام کردم». یعنی همان طور که نبوت و رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کامل ترین رسالت و نبوت است و پس از آن نبوتی نیست. ولایت  و امامت امام علی علیه السلام  و اولاد علی علیه السلام نیز کاملترین ولایت و امامت است و پس از آن امامتی نیست. از منظر قرآن کریم در عید ولایت نعمت های الهی به برترین حد و بالاترین نصاب خود رسید.

——————————————

نتیجه گیری:

ای دل به علی نگر خدا را بشناس

وز روی علی رمز ولا را بشناس

(شاعر/ حمید سبزواری)


مشاهده شده در کتاب:  علی بن ابیطالب علیه السلام خورشید نا شناخته/ جمعی نویسندگان/ خلاصه صص 69 تا 73