موضوعات: "نکته ها و آموزه ها" یا "دریای پر گهر" یا "فقط خدا" یا "مهدویت" یا "نشانه های خدا در زمین" یا "پیام قرآنی"

عمرت برفت و چاره کاری نساختی!

نوشته شده توسطصداقت...!

چـون شـادمانی و غـم دنیـا مقیــم نیست     فرعون کامـران به و ایـوب مبتـلا

غـم نیـست زخـم خـورده راه خـدای را     دردی چه خوش بود که حبیبش کند دوا

مابین آسمان و زمین جای عیش نیست     یک دانه چون جهد ز میان دو آسیا؟

عمرت برفت و چاره کاری نســاختی       اکنون که چاره نیست به بیچارگی بیــا

کردار نیک و بد به قیامت قریـن توست     آن اختیـار کن که تـوان دیـدنش لقـا

شنيدني هاي نشنيدني از شهيد مدرس !

نوشته شده توسط 9ام آذر, 1394

** روزی یکی از نمایندگان که با رضا خان ارتباط برقرار کرده بود خدمت آقا آمد و گفت: آقا اگر با رضا خان بسازید بهتر است، بهتر می توانید به مردم خدمت کنید. او به شما علاقمند است، به شما ارادت دارد. آقا جواب داد: سردار سپه دو عیب دارد: اولا دروغگو است. ثانیا طمع وی حد و مرزی ندارد. لذا من نمی توانم با او کنار بیایم (1).

**امام خـمينى(ره ‌) : «اينك كه مدرس با سربلندى از‌ بين‏ ما‌ رفت، برماست كه ابعاد روحى‌ و بـينش‌ سـياسى‌ و اعـتقادى او را هرچه‌ بهتر‌ بشناسيم، زيرا كه او‌ زنده‌ است و الگوى تمامى مبارزان ‏است‏ حق‏جوست… »(2)

** وقـتى‌ طرح نخستين اسكناس جمهورى اسلامى ايران را خدمت امـام خميني (ره) ‏بردند، امـام ذيل تصوير آن مجتهد مبارز نوشت‌: «سزاوار‌ است‌ كه ‏اولين اسكناسى كه در ايران به طبع‌ مى ‏رسد‌ عكس‌ اولين مـرد‌ مجاهد در‌ رژيم منحوس پهلوى باشد.»(2)

**اختلاف من با رضاخان بر سركلاه و عـمامه و اين قـبيل مسائل جزئى‌ مثل نظام اجـبارى نـيست. من‏ در حقيقت ‏با سياست انگلستان كه رضاخان را عامل اجراى مقاصداستعمارى خود در ايران قرار داده مخالفم. من با سياست هايى كه ‏آزادى و استقلال ملت ايران و جهان اسلام را تهديد‌ مى‏ كند‌، مبارزه‏ مى ‏كنم. راه و هدف خـود را مـى ‏شناسم. در اين مبارزه هم پشت‏ سر خـودرا نـگاه نمى‏ كنم كه شما يا كسان ديگر همراهى مى‏ كنيد يا نه. لازمه‏ مبارزه در اين راه از خود گذشتگى‌ و فداكارى‌ است…»(3)

(1) مدرس/ علی مدرسی/ ص 202

(2) گلي زواره، غلامرضا ، امام خمینی (ره )و شهید مدرس (1)، ماهنامه فرهنگ كوثر، 1378، ش 36، صص20 تا22.

(3) گلي زواره، غلامرضا ، امام خمینی (ره )و شهید مدرس (2)، ماهنامه فرهنگ كوثر، 1379، ش 37، صص16 تا19

مقالات برگرفته از سايت نور مگز مي باشد.

تالیف شده توسط: مدیر وبلاگ

انتخاب عنوان و مطالب توسط مدير وبلاگ صورت گرفته و سليقه اي است.

مگر این چند روز دریابیم!!!

نوشته شده توسطصداقت...! 6ام آذر, 1394

دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم
«و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم

از زلال تو روشنیم ای آب، دل به دریا که می‌زنیم ای آب
موج در موج شرح دلتنگی ست، لب هر جوی اگر که بی‌تابیم

دجله هر شب هزار و یک قصه از نیستان سامرا دارد
مثل ما که هزار و یک سال است زائر غصه‌های سردابیم

بی‌ تو یک روزِ خوش نبود و نرفت آبِ خوش از گلویمان پایین
یا سرابیم بی تو در پوچی یا که در خواب خویش مردابیم

کی بتابی تو یک شبِ بی ابر، بر شبستان حوض کوچک‌مان؟
و ببینیم باز هم با تو، غرقِ تسبیح موج و مهتابیم

گفته پیری که از بلندی کوه، جویبار دل تو جاری شد
ما که یک عمر رفت و در خوابیم «مگر این چند روز دریابیم»

آمدی بغض کوچه‌ها وا شد، اشکها قطره قطره دریا شد
با شما هر جزیره خضراء شد، در بهارت چه سبز و شادابیم

شاعر: قاسم صرافان

غم هايت را افزون نما!

نوشته شده توسطصداقت...! 4ام آذر, 1394

وقتي با خوبان همنشين شديم، غم ها كم مي شود. اصلا آن غم ها عوض مي شود.

غمي كه براي خدا و امام زمان است، غمي كه به خاطر نرسيدن به كمال است

غمي كه براي آخرت است… بگزار بيشتر شود. اين ها مغزش شادي است.

اگر دعاي ندبه مي خواني و در فراق امام زمان عليه السلام گريه مي كني

اگر زيارت عاشورا مي خواني و بر مصائب امام حسين عليه السلام گريه مي كني

بعد از آن احساس سبكي مي كني. احساس شادي و خوشي مي كني.

نسيم بهشت / حبيب الله فرحزاد/ ص 68

نگاهی از تو بس باشد مرا...!

نوشته شده توسطصداقت...! 30ام آبان, 1394

از دوعالم دردت ای دلدار، بس باشد مرا
کافرعشقم اگر ، غیر تو کس باشد مرا

با تو باشم وسعت دل ، بگذرد ازعرش هم
بی تو باشم هر دوعالم،یک قفس باشد مرا

من نمیدانم چسان ، جانم فداخواهد شدن
این قدر دانم ، نگاهی از تو بس باشد مرا

عمرخواهم پایدار و جان شیرین بی شمار
بر تو می افشانده باشم ، تانفس باشد مرا

شاعر: فیض کاشانی

به گمانم که...

نوشته شده توسطصداقت...! 29ام آبان, 1394

با کدام آبرویی، روز شمارش باشیم
عصـرها منتظر صبح بهارش باشیم
کاروان سحرش بهـر همه جا دارد
تا که جا هست، چرا گرد و غبارش باشیم؟!
سال ها منتظر سیصد و اندی مرد است
آن قدر مرد نبودیم که یارش باشیم
گیرم امروز به ما اذن ملاقات دهد
مرکبی نیست که راهی دیارش باشیم
بارها در پی کار دل ما راه افتاد
یادمان رفت ولی درپی کارش باشیم
ما چرا؟ خوب ترین ها به فدای قدمش
حیف او نیست که ما میثم دارش باشیم؟!

اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم

شاعر: علی اکبر لطیفیان

سجده زیارت عاشورا!!!

نوشته شده توسطصداقت...! 19ام آبان, 1394

… زیارت عاشورا حدیث قدسی است  و اولین کسی که از اهلبیت علیهم السلام متن زیارت عاشورا را برای عموم مردم خواند، امام باقر علیه السلام است که فرمود پدرم، او از پدرش او از جد ما از پیامبر (ص) و از جبرئیل و جبرئیل از خداوند متعال نقل کردند که خداوند فرمود: السلام علیک یا أبا عبدالله. یعنی متن زیارت در بین اهلبیت علیهم السلام بوده است.
روایت وارد شده که سیدالشهدا در روز عاشورا دو بار زیارت عاشورا را قرائت کردند، این خیلی مهم است؛ یک بار سیدالشهدا بین نماز ظهر و عصر روز عاشورا از ابتدا تا انتهای زیارت را خواندند و یک بار از صبح عاشورا تا غروب عاشورا بنا بر مناسبتی تکه ای از زیارت عاشورا را خواندند؛ این مطلب از یک جنبه بسیار با اهمیت است و قابل ذکر در روضه‌ هاست، آن مرتبه ای که کامل خواندند بین الصلاتین بود اما یک باری را که تکه تکه خواندند تمام فرازهای زیارت عاشورا خوانده شد جز این فرازی که الان سجده دارد اینجا دیگر حضرت به شهادت رسیدند شما سجده های آیات قرآن را نگاه کنید یا سجده واجب هستند یا سجده مستحب و در تمام این موارد چه واجب و چه مستحب، کلمه سجده در تمام این آیات ذکر شده است، شما این فراز انتهایی زیارت عاشورا را می‌ خوانید در حالی که هیچ کلمه سجده ای در آن ذکر نشده است و سجده مستحب هم است، نه سجده واجب؛ چرا بدون ذکر کلمه سجده، ما سجده می‌ کنیم؟. جواب در این روایت آمده است که از ابتدا، این فراز سجده نداشته است، یعنی از ابتدا که این زیارت به وسیله حدیث قدسی بر پیامبر (ص) وارد شد، سجده نداشته است و سجده آن در روز عاشورا به وجود آمده است که سیدالشهدا از صبح روز عاشورا بنا به مناسبتی فرازی از زیارت را می‌ خواندند و تا موقعی که حضرت به شهادت رسیدند تمام فرازهای زیارت را خواندند و بعد به شهادت رسیدند و این فراز سجده خوانده نشد تا زمانی که آن ملعون لعین بالای سر حضرت آمد تا سر مبارک ایشان را از تن جدا کند از جلو نتوانست سر را جدا کند، پیکر را برگرداند و سر را از قفا جدا کرد؛ وارد شده است که وقتی پیشانی حضرت به خاک افتاد حضرت این فراز انتهایی را شروع کرد و فرمود: «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ» و این خیلی مهم است و به این علت این فراز سجده دار شده است؛ شما اینجا کلمه سجده ای را اینجا نمی بینید، با اینکه در آیات قرآن در تمام موارد واجب و مستحب، کلمه سجده وارد شده است چرا که حضرت در حال سجده عرضه می دارند: «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ»؛ هم علت سجده دار شدن مشخص است، و هم اینکه حضرت در چه حالی بوده اند؟؛ نه در حالی که حضرت علی اکبر یا طفلشان را از دست داده اند یا از اسب افتاده اند، در حالی حضرت به اینجا رسیده که به پیکر بی جان حضرت رحم نمی کنند و می ‌خواهند سر حضرت را از بدن جدا کنند در این حال حضرت شاکر و حامد خداوند است اینجا باید صبر سیدالشهدا را مزه مزه کرد (1)…

(1)حجت الاسلام میرزا علی سلیمانی بروجردی (حجت الاسلام سلیمانی از پژوهشگران حوزه دین بیش از 148 کتاب و 34 مقاله در موضوعات مختلف تراجم، فلسفه، عرفان، تاریخ و حدیث در کارنامه علمی خود دارد و برخی از آثار عاشورایی وی عبارتند از: شرح زيارت ناحيه مقدسه؛ المنصور در شرح زیارت عاشور در هفت مجلد، هدف قیام امام حسین؛ شرح دعاى بعد از زیارت عاشورا، مشهور به علقمه؛ گذرى بر دعاى علقمه؛ تحقیقى جامع پیرامون سه طفل شهید سیدالشهدا در کربلاء و….)

انتخاب شده از متن