واژه هایم بوی باران می دهد!

زنـــدگي زيباست چشمي باز كن

گردشي در كوچه باغ راز كن

هر كه عشقش در تماشا نقش بست

عينك بد بيني خود را شكست

من ميان جسم ها جان ديده ام

درد را افكنده درمان ديده ام

ديده ام بر شاخه ها احساس ها

مي تپد دل در شميم ياس ها

زنـــدگي موسيقي گنجشك هاست

زنــــدگي باغ تماشاي خداست

گر تو را نور يقين پيدا شود

مي تواند زشت هم زيبا شود

حکمت!

15ام شهریور, 1393

ستاری برازنده خداوند است و بس که هر چه از بندگان می بیند می پوشد ولی خلق

ندیده می خروشد و رسوا می کند.

شکر خداوند را که چشم پنهان بین بندگان را از روز ازل نابینا کرد.

نعوذ بالله اگر خلق عیب دان بودی

کس به حال خود از دست کس نیاسودی

حکایاتی از گلستان سعدی/ سید فرخ زند وکیلی/ ص 80

حکایت!

15ام شهریور, 1393

مردی نزد یکی از خلفا رفت و گفت:هنری دارم که نمایش آن باعث حیرت است.

خلیفه خواست که انجام دهد.

مرد سوزنی را از فاصله چند متری  به دیوار زدو

پس از آن سوزن های دیگری را  کنار سوزن اول  در همان محل

خلیفه از هنرنمایی او تعجب کرد و گفت: صد دینار به او جایزه دهند و صد ضربه شلاق به وی بزنند.

مرد با وحشت سوال کرد: شلاق برای چه؟

خلیفه گفت: صد دینار پاداش هنر نمایی تو و صد شلاق برای اینکه

وقت و عمر خود را برای کاری که سودی به مردم و جامعه نمی رساند ضایع ساخته ای.

حکایت ها و لطیفه ها/ جلد 2/ شعبانعلی لامعی/ ص 56

ببخش!

14ام شهریور, 1393

من گم شدم در ازدحام هوس های نَفْسی ام

دســت تو را دوباره رها کرده ام… ببخش

من وام دار چشــــــــم تو هستم که شیعه ام

این قرض را چگونه ادا کرده ام؟… ببـخش

 

دروازه معرفت 12

14ام شهریور, 1393

نام کتاب: احکام نموداری جلددوم
پدید آورنده: سید عباس میر جعفری
ناشر: قم؛ بین الحرمین / چاپ اول/1393/قیمت: 3000 تومان/ قطع: 7*10 سانتیمتر.

توضیحات:

این کتاب بر اساس فتاوای مشهور جمع آوری شده و در مورد تفاوت فتاوا، به نظرات یازده تن از مراجع به ترتیب حروف الفبا اشاره شده ست.این کتاب صفحه آرایی زیبا، جذابی داشته و چون احکام به صورت نموداری ارائه شده بسیار قابل استفاده می باشد. موضوع این جلد معاملات و کسب های حلال و حرام است. و استفتائات جدید و به روزی هم  ذکر شده مثل احکام  سپرده، خرید و فروش ماهواره، غنا و موسیقی، متن قرارداد وام و ..

حکمت!

14ام شهریور, 1393

دروغ گفتن مانند زخم است بر بدن

زخم بهبود یابد اما اثرش می ماند

آثار دروغگویی بر انسان می ماند که مردم راست هایش را هم به سختی باور کنند.

وگر نامور شد به قول دروغ

دگر راست باور ندارند از او

حکایاتی از گلستان سعدی/ بازنویسی سید فرخ زند وکیلی/ ص78

حکایت!

14ام شهریور, 1393

پدری با خشم به پسرش گفت: تو آدم نشوی جان پسر! حیف از عمری که به پای تو حرام کردم.

زمانی گذشت و تلخی روزگار به کام پسر شیرین گشت و شوکتی یافت و حاکم شهری شد.

پدر خود را فرا خواند. و قتی پدر حاضر شد با تکبر نگاهی به او کرد و گفت:

ای پیرمرد یادت هست به من گفتی تو آدم نشوی؟ حالا حشمت و شکوهم را ببین

پیر خندید و سری تکان داد و گفت

نگفتم حاکم نشوی گفتم: آدم نشوی جان پسر!

حکایت ها و لطیفه ها/شعبانعلی لامعی/جلد سوم/ ص 12


 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی