موضوعات: "نکته ها و آموزه ها" یا "دریای پر گهر" یا "فقط خدا" یا "مهدویت" یا "نشانه های خدا در زمین" یا "پیام قرآنی"

نگهی باز به من کن!

نوشته شده توسطصداقت...!

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم* رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم

گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم * بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم

من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم *  نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم

من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم * که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم

سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم *  که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم

 

ترامپ در سروش!

نوشته شده توسطصداقت...! 29ام مهر, 1399

قبل از آنکه عاشورا و وقایع کربلا را در کتاب ها بخوانم، ذهنیتم از منبرها و حرف های بزرگترها شکل گرفته بود. هنوز مدرسه نمی رفتم برخی مقتل ها را از طریق تعزیه خوانی از بَر بودم. با همه عظمت این واقعه آنچه برایم هضم ناشدنی بود، رعایت آداب اسلامی در هر دو سپاه کربلا بود. دو سوی میدان هم حافظ قرآن بود و هم نماز خوان و هم جهادگر و اهل نماز شب. اصلا دو جبهه مسلمان بودند و آشناهای دیرینه. از ظهور اسلام این قدر زمان نگذشته بود که کسی خاندان و فرزندان آل رسول را از یاد برده باشد. روبرویشان بودند و نمی دیدند. ویژگی های مشترک اینگونه ای را مقاتل هم نوشته بودند. با خواندن از کتابها در جوانی هم، هضم واقعه برایم ساده نبود: «مگر می شود کسی این قدر گیج باشد که وقایعی که مثل روز روشن است نه، می بیند ولی رفتارش را مطابقت ندهد!. چه قدرتی دارد این ذهن و باور انسان که از برخی مشترکات  دو گونه رفتار متضاد بروز می دهد».

 گذشت و گذشت تا روزگاری رسید که باورم شد، برخی چیزها ممکن است که هیچ؛ ساده است و فراگیر. چشم بچرخانی خیلی جاها می شود مصداق این واقعه هضم ناشدنی را با چشم دید.  اگر امروز به دانش پژوه هایم بگویم: «دیشب ترامپ از طریق سروش یا ایتا پیامی فرستاده برای یکی از معاونین خودش، یا  اینکه هر موقع حرفی داشته با مردم کشورش و یا همسر و فرزندش با روبیکا و گپ و بله، ارتباط می گیرد، بعد از آنکه یک دل سیر به من بخندند؛ اعتبار علمی ام برای همیشه از ذهن هایشان پر می کشد» غافل از اینکه خودشان دقیقا در حال انجام این کار هستند. شنیدنش را به سخره می گیرند و در عمل همانگونه رفتار می کنند!.

برخی ها از گپ زدن با دوست و همسر وفرزند وآشنا از طریق شبکه های خارجی حس «عزت نفس» و روشنفکر و به روز بودن دارند. به کارشان افتخار می کنند. برخی ها فکر می کنند با پست گذاشتن در شبکه های اجتماعی دشمن، دارند حرف هایشان را به گوش مردم دنیا می رسانند. تعجب آورتر اینکه خیلی کارهای اداری و اسناد و آموزش ها و … از این طریق انجام می شود. مضحکتر اینکه برخی فکر می کنند با ایجاد صفحه و کانال و گروه و کشاندن جوانان محله به آن، مصداق افسران نرمی هستند که فرهنگ اسلامی را بر چیزی که ذات فرهنگش را از تفکر یهود گرفته، حاکم می کنند. اینها یا نمی دانند در زمین دشمن بازی کردن برد و باختش به نفع دشمن است یا هنوز نمی فهمند هوشمند بودن محیط و «فیلترینگ حبابی» یعنی چه. اصلا اسلام و خدا وشرع وقانون به کنار، با چه منطقی مسئولین و مردم ما برای ارتباط با خودی از ابزار غیر ایرانی استفاده می کنند، آن هم وقتی مشابه ایرانی دارد! آنها که به گمانشان کار مفید راه انداخته اند و از اسلام دفاع می کنند، یک سوال دارم: « بچه ها و آینده سازان ما فرهنگ این شبکه ها را گرفتند یا سازندگان آن مسلمان شدند!» یهود دشمن قسم خورده ماست(1). شاید لازم باشد نگاهی به رفتار و باورهایمان بیندازیم و فکری به حال خودمان کنیم که برادر جنگ، بیداری و هوشیاری است و هر آنکس که به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابید!(2)


نوشته شده توسط مدیر وبلاگ گهر عمر/ مهر 1399

———————————————

(1)لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا…

طبعاً سرسخت‌ترين مردم را در دشمنى نسبت به اهل ايمان، يهوديان و مشركان خواهى يافت…. (مائده /82)

2) وَ إِنَّ أَخَا الْحَرْبِ الْأَرِقُ وَ مَنْ نَامَ لَمْ يُنَمْ عَنْهُ.)برادر جنگ، بیداری و هوشیاری است و هر آنکس که به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابید! (نهج البلاغه. ترجمه محمد دشتی. نامه 62، بند آخر)

 

آیا شبکه ملی اطلاعات لازم است؟

نوشته شده توسطصداقت...! 19ام مهر, 1399

برخی ها تصورشان این است که شبکه ملی اطلاعات، یک اینترنت دیگری است که باید همه این تجهیزات فعلی را قیچی کنیم و بعد وصل شویم به آن اینترنت جدید. این تصور خام باعث می شود که در ضرورت هایی که اینترنت سراسری قطع می شود، اینترانت را همان راه اندازی اینترنت ایرانی تلقی کنند و سرعت پایین آن را مانع بدانند و بگویند «اینترنت ایرانی بدرد نمی خورد. ما نمی خواهیم». در حالی که اینترنت یعنی مجموع آپلو د و دانلود.

وقتی شما یک کلیپ 10 مگا بایتی می فرستید برای دوستتان و به عبارتی آپلود می کنید و او دانلود می کند، با هم مجموع 20 مگا بایت اینترنت تولید کرده اید. در حال حاضر ارتباط شما و دوستتان که در یک کشور و چه بسا یک شهر هستید، در ارسال و دریافت این کلیپ، با گذر از حداقل 16 نقطه برای رفت و 16 نقطه برای برگشت، اتفاق می افتد که از 16 نقطه 11 مورد آن خارج ایران است. همه هزینه های این ارتباط گران از جیب شما پرداخت می شود هیچ، تا حدی چند برابر است. چون واسطه های ایجاد این ارتباط، هزینه این دلالی را هم از جیب شما حساب می کنند. در واقع استفاده شما در آمد زایی آنهاست و اسمش خدمات! هر چه راه طولانی تر و استفاده بیشتر و سرعت کمتر، به نفع آنهاست. از پیامرسان های آمریکایی فیلتر شده استفاده کنیم که چه بهتر!

شبکه ملی اطلاعات حرف حسابش این است؛ کوتاهترین راه و بالاترین سرعت و به تبع کمترین هزینه و امن ترین ارتباط. در این شبکه، ارتباط از طریق نقاطی در داخل کشور برقرار می شود. به عبارت فنی تر از طریق کلود ها یا همان ابرهای اطلاعاتی داخل کشور. البته شبکه ملی اطلاعات در هر چهار محور فضای مجازی «کاربر»، «محتوا»، «خدمات» و «بستر» مطرح است و مخصوص محور «بستر» نیست.


راه اندازی شبکه ملی اطلاعات، ربان بریدن و … ندارد. نشانه دارد. نشانه راه اندازی شبکه ملی اطلاعات دسترسی مردم به اینترنت «اساس» است. یعنی امن، سالم، ارزان و سریع. در حال حاضر هیچ کدام از این موارد وجود ندارد برعکس روز به روز از این شاخصه ها فاصله می گیرد. ناگفته نماند که کارشناسان پیش بینی کرده اند، با ایجاد شبکه ملی اطلاعات، اشتغال زایی بیش از 6 میلیون نفر فراهم می شود. «شبکه ملی اطلاعات » حق ماست و تاکنون راه اندازی نشده است و هزینه نا امنی، گرانی و نا سالم بودن اینترنت فعلی را ما و عزیزانمان پرداخت می کنیم.

بازنویسی مطالب دوره مدیریت فضای مجازی/ زیر نظر استاد مومن نسب/نوشته شده توسط مدیر وبلاگ گهر عمر

سردار سلیمانی!

نوشته شده توسطصداقت...! 16ام دی, 1398

شهید سردار سلیمانی: جامعه ما خانواده ماست!

نوشته شده توسطصداقت...! 14ام دی, 1398

سردار سلیمانی!

نوشته شده توسطصداقت...! 14ام دی, 1398

 

چه بگویم!

نوشته شده توسطصداقت...! 14ام دی, 1398