این شعر مدتی‌ست که کامل نمی‌شود!

نوشته شده توسطصداقت...!

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود

باید بگویم اسم دلم، دل نمی‌شود

دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند

دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای

از آسمان فاصله نازل نمی‌شود

حکایت!

نوشته شده توسطصداقت...! 27ام شهریور, 1393

عالم صالحی  در خانه توانگری رفت و گفت:

شنیده ام که چیزی از اموال خود نذر نیازمندان و ارباب استحقاق کرده ای ،

من به غایت مستحق و محتاجم

مرد بهانه کرد و گفت: آنچه گفته ام برای کوران است و تو کور نیستی

عالم گفت: اشتباه نموده ای کور حقیقی منم که

روی از رازق خلق برتافته و به در خانه تو بخیل شتافته ام! و رفت.

مرد از سخن او متاثر شد و خادمی به دنبالش فرستادکه  درخواست مراجعت نماید، نپذیرفت!

اندر لطایف روزگار/ علیرضا مرتضوی کرونی/ ص 24

الهی!

نوشته شده توسطصداقت...! 27ام شهریور, 1393

الهی!

محبت والد به ولد بیش از محبت ولد به والد است

که آن اثر است  نه این!

با این که اعداد است و علیت و معلولیت نیست پس

محبت تو به ما که علت مطلق مایی تا چه اندازه است!

یحبُّهُم کجا و یحبّونَهُم کجا!

الهی نامه آیت الله حسن زاده آملی/ص 14

خاطر بدست تفرقه دادن نه زیرکی ست!

نوشته شده توسطصداقت...! 26ام شهریور, 1393

آن شد که چشم بد نگران بودی از کمین

خصم از میان برفت و سرشک از کنار هم

چون کاینات جمله به بوی تو زنده اند

ای آفتاب سایه ز ما بر مدار هم


الهی!

نوشته شده توسطصداقت...! 26ام شهریور, 1393

الهی!

به فضلت سینه بی کینه ام دادی

به جودت شرح صدرم عطا فرما

الهی نامه آیت الله حسن زاده آملی/ص 11

حکایت!

نوشته شده توسطصداقت...! 26ام شهریور, 1393

شخصی نزد الیاس  - قاضی بصره که از ازکیای عرب است- رفت و از او پرسید:

اگر کسی خرماخورد اشکال دارد؟ گفت: نه

گفت: بعدِ خرما قدری آب روی آن خورد چطور است: گفت: هیچ اشکالی ندارد

گفت: پس چرا همین آب و خرما که در آفتاب گذاردند و بعد خورند  حرام است؟

ایاس گفت: اگر قدری آب به تو ریزند بر تو صدمه ای وارد شود؟ گفت: نه

گفت: اگر قدری خاک بر تو پاشند آیا اعضا تو کوفته و درد گیرند؟ گفت: نه

ایاس گفت: اگر خاک و آب به هم آمیزند و خشک کنند و بر سرت زنند چه می شود؟

گفت: بشکند و صدمه  وارد آید.

گفت: همچنان که ترکیب آن دو چیز سر تو را بشکند

از ترکیب این سه چیز، قانون شرع  بشکند و حد لازم آید!

اندر لطایف روزگار/ علیرضا مرتضوی کرونی/ص 56

حکمت!

نوشته شده توسطصداقت...! 26ام شهریور, 1393

باران مهر آسمان است نه بغض آن

همانند آدمیان مهر ورزی که می بارند و

کینه توزانی که همیشه خشک و بی نشانند.

515 گفتار نیک/ مجتبی رمضانی / ص 129